خرید بک لینک
چشمهات را ببند اینجا چیز زیبایی برای تماشا نیست دستهات را مشت کن اینجا چیزی در انتظار لمس و نوازش تو نیستلبهات را بدوز اینجا گوشی برای شنیدن آواز تو نیستپنبهای در گوشهات فرو کن اینجا کسی با تو سخنی ندارداینجا حتی به بینی هم نیازی نداری هیچ عطری قرار نیست تو را در خاطرهای خوش غرق کندمیتوانی کاملا از حواس پنج گانهات دست بکشی،کاملااینجا برای دیدن باید از مرز تنت عبور کنی برای نوازش روح نرگس وحشی باید اول خارهایش را در آغوش کشیبرای بوسیدن شبنم روی شمشادهای حیاط باید تماما عطش باشیبرای شنیدن آواز سنگهای صیقل خورده کف رود باید شکسته شدن را بلد باشیبرای بوییدن عطر نوزادی باید دوباره متولد شویآن جا… در پشت حصارهای خیالی وجود…منتظرت هستم + نوشته شده در پنجشنبه یکم تیر ۱۴۰۲ ساعت 14:44 توسط سيده سارا شهبازي  | 

برچسب: نویسنده: ستایش جلالی تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1402 ساعت: 14:09

صفحه بندی